حسين علوى مهر

71

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

فعليكم بالقرآن فانّه شافع مشفّع ، و ماحل مصدّق ، من جعله امامه قاده الى الجنة و من جعله خلفه ساقه الى النّار ؛ « 1 » هنگامى كه ناملايمات و فتنه‌ها چون تاريكى شب به شما روى آورد ، بر شما باد كه سراغ قرآن رويد ، زيرا قرآن شفاعت كننده‌اى است كه شفاعتش پذيرفته است و گواهى است كه به درستى شهادت مىدهد ، هر كس به دنبال آن رفت به بهشت رهنمون مىشود ، هر كس بدان پشت كند به دوزخ خواهد رفت . » اين كه فرمود : « ماحل مصدق » و « عليكم بالقرآن » يعنى مرجع و ملجأ او است ، نه امور ديگر . 2 . سخن علوى عليه السّلام كه مىفرمايد : « انّ هذا القرآن هو النّاصح الّذى لا يغشّ و الهادى الّذى لا يضلّ . . . و اعلموا انّه ليس على احد بعد القرآن من فاقة ؛ « 2 » اين قرآن نصيحت‌گرى است كه انسان را نمىفريبد ، راهنمايى است كه گمراه نمىكند ، . . . بدانيد هيچ كس پس از داشتن قرآن ، فقر و بيچارگى ندارد . » معناى بىغل و غش بودن قرآن و حصول بىنيازى به وسيلهء آن ، اين است كه غير از قرآن هر چه باشد موجب غنا نخواهد بود و انسان را همچنان نيازمند نگه مىدارد با او غش كند . 3 . در جاى ديگر على عليه السّلام كه مىفرمايد : « . . . ينطق بعضه ببعض و يشهد بعضه على بعض ؛ « 3 » بعضى از آن ( قرآن ) از بعضى ديگر سخن مىگويد و برخى از آيات بر برخى ديگر گواهى مىدهد . » 4 . در روايتى ديگر على عليه السّلام مىفرمايد : « انّ الكتاب يصدّق بعضه بعضا ؛ « 4 » بخشى از كتاب ( قرآن ) بخش ديگر را تصديق مىكند . » ( آيات قرآن يكديگر را تصديق مىكند ) . اين دو روايت تصريح دارد كه قرآن خود مىتواند مفسر آياتش باشد . ابن عباس نيز كه از شاگردان برجستهء على عليه السّلام است مىگويد : « القرآن يفسّر بعضه بعضا » . « 5 »

--> ( 1 ) تفسير عياشى ، ج 1 / 2 . ( 2 ) نهج البلاغه ، صبحى الصالح ، خطبهء 176 . ( 3 ) نهج البلاغه / خطبه 133 . ( 4 ) نهج البلاغه / خطبه 133 . ( 5 ) تفسير پيام قرآن ، ج 1 / 21 .